
همسفر شراب (سفرنامهٔ نیویورک) - فصل آخر
۰
این نوشته سفرنامه است و سفرنامه نیست. بیشتر سفربیانیه است تا سفرنامه. اگر حوصلهٔ حرفهای گلدرشت ندارید ادامه ندهید. آخرش یا وقتتان تلف میشود یا عصبانی میشوید و چند لیچار بار نویسنده میکنید. بگذارید حرف آخر را همین اول بزنم: حقیر فقیر سراپاتقصیر مدتهاست به این نتیجه رسیدهام که هر چه گفتنی بوده تا حالا گفتهام و بیشتر از این دیگر حدیث نفس است...

همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۳۱
وقتی که از امتحان رانندگی برمیگشتم، از رانندهای که ما را میرساند پرسیدم: کلاسهای اتوبان ساعتی چقدر است؟ گفت که یک ساعت و نیم ۷۵ دلار ولی به تو توصیه میکنم به جای این کارها بروی و خودت خودرو کرایه کنی و بزنی به دل جاده. این طوری هم ترست میریزد و هم بهتر یاد میگیری. ما هم با اعتماد به نفسی که از توصیهاش گرفتیم، رفتیم پی این که چه طوری میشود ...
همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۳۰
برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!
خیر سرم قول داده بودم که زود به زود بنویسم ولی باز هم بدقول شدم... بماند. میخواستم این بار در مورد سفرهای جادهای در امریکا در دوران پساگواهینامهگیری بنویسم ولی فکر میکنم در مورد فضای جدیدی که هستم آن طوری که باید و شاید توضیح ندادهام. آن مطلب پساگواهینامهگیری بماند برای بعد.
آزمایشگاه جد...